اشتغال و کارآفرینان برتر ایران

مرکز اشتغال و کار آفرینی ایران

جفری اسكول [كسي كه eBay میلیاردرش كرد]

جفری اسكول [كسي كه eBay میلیاردرش كرد]

eBay نیز در كنار میلیاردر كردن موسس جوان و ایرانی‌اش، یعنی «پیر امیدیار» توانست یكی از مدیران ارشد خود به نام «جفری اسكول» را در بین ثروتمندترین افراد جهان جای دهد.
«جفری اسكول» با ثروتی معادل 5 میلیارد دلار، یكی از جوان‌ترین میلیاردرهای جهان به شمار می‌رود. و نیز از جایگاه خوبی در بین ثروتمندترین‌های دنیا برخوردار است.
«جفری» در سال 1965 در كشور كانادا به دنیا آمد. اما چرخش روزگار باعث شد كه امروزه این میلیاردر در شهر سن خوزه‌ی آمریكا واقع در ایالت كالیفرنیا به زندگی خود ادامه دهد. «اسكول» تا سال 1978 با خانواده‌ی خود در شهر خوش آب و هوای مونترال در كبك كانادا زندگی می‌كرد. پس از آن بنا به تصمیم پدر خانواده به شهر پرجنب و جوش تورنتو نقل مكان كردند.
براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:57  توسط حسین قلی پور  | 

Charles Schwab [طراح تجارت الكترونيك]

Charles Schwab [طراح تجارت الكترونيك]
در سال 1937 در «ساكرامانتو»ي كاليفرنيا به دنيا آمد. از آنجا كه در آن دوران علم پزشكي به پيشرفت‌هاي فعلي دست نيافته بودو خانواده‌ها نيز همانند حال به سلامتي فرزندان خود توجه نمي‌كردند، هيچ‌كس متوجه نشد كه «Charles» با بيماري‌اي مواجه است كه در اثر آن توانايي تشخيص كامل حروف و كلمات را ندارد، از اين رو ضعف او را در خواندن و نوشتن به علل مختلفي چون عدم علاقه به درس(!) و يا تنبلي نسبت مي‌دادند! از همين رو به دليل اين مشكل، «Charles» بيشتر به كتاب‌هاي تصويري روي مي‌آورد و سعي مي‌كرد از طريق تصاوير مفاهيم را بهتر درك كند.
براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:54  توسط حسین قلی پور  | 

پل گالوين [توليد تلويزيون، گرامافون و راديو]

خانگي كار مي كردند.
او سپس شروع به ساختن راديو كرد. اگر چه در شروع كار فروش خوبي داشت، اما آغاز ركود اقتصادي، گالوين را دوباره تا مرز ورشكستگي كشاند. در اين زمان بود كه او از يك نوآوري در مورد كار گذاشتن در راديو آگاه شد. بعد از چند هفته كار براي ساختن يك راديو خود كار، او در ژوئن 1930، هنگام برپايي اجلاس انجمن سازندگان راديو در شهر آتلانتيك توانست يك نمونه مناسب از آنرا در ماشين خود كار بگذارد.
اولين راديو خود كار يك موفقيت آني نبود. در سال 1930 شركت در يك فروش 287 هزار دلاري 3745 دلار ضرر داد. گالوين متوجه شد بازاريابي، كليدي براي موفقيت است در نهايت، او نامي براي شركت انتخاب كرد كه هم بيانگر حركت بود و هم راديو. اين نام، «موتورولا» بود.
براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:53  توسط حسین قلی پور  | 

جان جي . استولن ورك [شركت كفش سازي آلن – ادموندز]

جان استولن و دو تن از شركاء در سال 1980 يك شركت كفش سازي در حال ورشكستگي كه ماهانه 40000 دلار ضرر مي كرد را خريدند. تحت رهبريت كارآفرين استولن ورك، تجهيزات شركت نوسازي شدند، كارآيي فرايند توليد بالا رفت، يك برنامه كنترل كيفيت و بازاريابي همه جانبه آغاز شد، و كاركنان آموزشهاي گسترده اي را پشت سر گذاشتند. بعد از يك سال شركت به سود دهي رسيد. امروز آلن – ادموندز با فروش در ايالت متحده و سي و سه بازار خارجي يك شركت تجديد سازمان شده مي باشد. 1640 اندازه مختلف كفش در اين شركت ساخته مي شود. فروش شركت در سال 1991 به 65 ميليون دلار رسيد و حدود 400 كارگر استخدام نمود.
براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:51  توسط حسین قلی پور  | 

عظيم پرمجي - بيل گيتس هندي [توليد روغن هاي هيدروژني آشپزي]

Azim Premji ثروتمندترين مرد كشور هندوستان است كه از سال 1999 اين عنوان را از آن خود نموده و تا به حال همچنان آن را دارا مي باشد. Wipro كمپاني تحت فرمان او سالياني است كه به توليد روغن هاي هيدروژني آشپزي مشغول است و نه تنها بازار كشور هند بلكه بازار بسياري از كشورهاي منطقه را در اختيار دارد. نكته جالب در مورد اين كمپاني آن است كه اگرچه محصول اصلي و اوليه آن روغن هاي آشپزي مي باشد اما در توليد انواع نرم افزار كامپيوتري نيز در كشور هند جز اولين ها به حساب مي آيد.
در سال 2000 براي اولين بار نام او در ليست 20 نفر اول جهان از نظر ثروت و نفوذ اقتصادي جاي گرفت و از آن زمان تاكنون همواره نام او در ليست هاي مختلف اقتصادي مشاهده مي گردد. يكي از مهمترين عناويني كه در طي اين سال ها به او اعطا شده لقب «بيل گيتس هندي» است كه در سال 2003 اولين بار توسط يك گزارشگر شبكه BBC به اين نام خوانده شد.
Azim Premji در 24 ژولاي سال 1945 به دنيا آمد. پدرش بنيانگذار كارخانه Wipro بود و از همين رو اوضاع اقتصادي مناسبي را براي خانواده فراهم آورده بود.
Azim دوران مدرسه را همانند ديگر همسن و سالانش پشت سر گذاشت و براي ادامه تحصيل در رشته مهندسي برق وارد دانشگاه Stanford ايالات متحده شد.
در سال 1966 يعني در سن 21 سالگي، همزمان با فارغ التحصيلي از دانشگاه وارد كمپاني پدر شد و اندكي بعد در همان سال پدر از دنيا رفت و امور را به دست فرزند سپرد. هنگامي كه Azim وارد Wipro شد سرمايه شركت 5/1 ميليون دلار بود حال پس از مدت ها مديريت او و به كارگيري شيوه هاي نوين Azim كمپاني Wipro به يك امپراطوري حقيقي با سرمايه اي افزون بر 4/1 ميليارد دلار مشغول به فعاليت است.
براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:48  توسط حسین قلی پور  | 

آدام آندرسن [سرمايه گذار ريسك پذير]

آدام آندرسن [سرمايه گذار ريسك پذير]

آدام آندرسن خوشحال و سر حال در حالي كه محصول ساخت خود را و يك تكه كاغذ با نوشته هاي در هم بر هم را در دست داشت، وارد بانك شد.او نمونه چيزي را در دست داشت كه "آمپلي فون"ناميده مي شد، و در زير زميني خانه اش ساخته بود. امپلي فون تركيبي از هدفون – واكمن و يك نوع ميكروفن بدون دسته بود كه اپراتور ها استفاده مي كنند. اين دستگاه يك قطعه پيوند دهنده داشت كه به سيم گوشي تلفن وصل مي شد. هر كدام از گوشي ها دكمه مخصوص تنظيم صدا داشت، كل گوشي از يك مكانيزم فنري كششي برخوردار بود كه به آساني به وسيله يك دست بسته و باز مي شد. پدر آندرسن از لحاظ شنوايي مشكل داشت، بويژه زماني كه مي خواست با استفاده از شنوايي عادي اش با تلفن صحبت كند. او از تعداد زيادي دستكاه تقويت كننده كمك گرفت، اما بيشتر آنها رضايت بخش نبودند. يكي از دلايلي كه بيشتر دستگاهها رضايت بخش نبود اين بود كه سر و صداي اتاق، گوشي كه جلو گوشي تلفن بود را مي رنجاند. بقيه دستگاهها بطور همزمان، هم صداي خروجي را تقويت مي كردند و هم پيام فرستنده را. علاوه بر اين، از آنجايي كه هر دو گوش پدر آندرسن ضعيف بودند، آندرسن عنوان كرد كه اين دستگاه نه تنها سر و صداي اتاق را كنترل مي كند بلكه پيام فرستاده شده را براي هر دو گوشي بطور يكسان تقويت مي كند. بخش جالب توجه اين دستگاه اين بود كه براي استفاده آن نيازي به دست ها نبود و دست ها مي توانستند، صدا را براي هر دو گوشي تنظيم نمود.
ساختن آن نمونه واقعاً دشوار نبود. در حقيقت، آندرسن از قطعات راديو ها و گوشي ي تلفن هاي موجود استفاده كرده بود. او آن نمونه را به پدرش داده بود و پدرش بدون مشكل از آن استفاده كرده بود و توانايي شنوايي خودش را براي مكالمات تلفني بهبود داده بود.

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:45  توسط حسین قلی پور  | 

Kirk kerkorian [پدر هتل داران جهان]

Kirk kerkorian [پدر هتل داران جهان]

«Kirk kerkorian» که امروزه او را به عنوان پدر هتل دارای جهان در لاس‌و‌گاس و سراسر ایالات متحده می شناسند، نمونه کامل پیشرفت و ترقی از یک خانواده کاملا ساده و معمولی است. او که در حال حاضر با ثروتی معادل 9/8 میلیارد دلار در ردیف میلیاردرهای بزرگ دنیا جای گرفته است سختی و مشقت های بسیاری را در زندگی به جان خریده تا به وضعیت فعلی خود دست یابد. مردی با ظاهری کاملا ساده اما رفتاری به مانند یک نجیب زاده، کم حرف و گوشه گیر اما در معاملات بسیار مصمم و استوار، گریزان از هیاهوی خبرنگاران اما سازنده بزرگترین هتل های دنیا در گذشته که جنجال خبری بسیاری را در پی داشته است. یک کارگر، بوکسور و خلبان پیشین و یک میلیاردر فعلی...
«براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:43  توسط حسین قلی پور  | 

ديويد فيلو و جري يانگ [سايت Yahoo]

بسياري از شما تا كنون نام YAHOO را شنيده ايد و احتمالا به اين سايت مراجعه كرده ايد!

كمتر كاربراينترنتي يافت مي شود كه Yahoo Messenger را نشناسد يا در Yahoo ، Mail رايگان نداشته باشد ، بسياري از كاربران از Search Yahoo استفاده كرده اند و با قابليت هاي آن آشنا هستند .

آيا شما مي دانيد كه ياهو چه قدمتي دارد ؟
آيا مي دانيد طراحان اين سايت چه كساني بودند ؟

در اين مقاله ما قصد داريم شما را با تاريخچه اين سايت آشنا كنيم :
Yahoo به صورت يك سرگرمي دانشجويي شروع شد و سپس در سطح جهاني به عنوان راهي براي ارتباط مردم با يكديگر ، خريد كالا و دستيابي به اطلاعات مطرح شد .

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:41  توسط حسین قلی پور  | 

مارتا استوارت [ميلياردر يك شبه]

 " اپراوینفری" تنها بانوی میلیاردر عرصه‌ی رسانه‌ها نیست. با صد میلیون دلار كمتر، "مارتااستوارت" یكی دیگر از بانوان میلیاردر عرصه‌ی رسانه‌ها به شمار می‌رود. وی یكی از لهستانی- آمریكایی‌های موفق آمریكا به شمار می‌رود. "مارتا استوارت" در 13 آگوست 1941 به دنیا آمد و در برنامه‌های تلویزیونی كه بیشتر مخصوص خانواده‌هاست حضور دارد. مارتا كه علاوه بر حضور در برنامه‌های تلویزیونی، در عرصه‌ی مطبوعات نیز حضوری فعال دارد، شهرت ویژه‌ای به خاطر اجرای برنامه‌های آموزش آشپزی، باغچه‌داری، روابط اجتماعی، هنر، كاردستی و در كل هر چه كه مربوط به امور خانه‌داری باشد،‌ دارد. علاوه بر آن، مارتا یك تاجر موفق و الگویی جدید برای آمریكاییان به شمار می‌رود.

در اوایل سال 2002 ، بر اثر مشكلاتی كه بر سر فروش سهام وی در یك شركت داروسازی پیش‌آمد، پلیس " مارتااستوارت" را به جرم دروغ گفتن به ماموران پلیس، به دادگاه معرفی كرد و سیستم قضایی آمریكا وی را به حبس محكوم كرد. بدین نحو با ورود مارتا به زندان زنان در سال 2004، توجه رسانه‌های آمریكا به این چهره دو چندان شد سرانجام در 4 مارس 2005 ، "مارتااستوارت " از زندان آزاد شد. یكی از پروژه‌های تلویزیونی وی مجموعه‌ی "مارتا" است.

میلیاردركنونی عرصه‌ی رسانه‌های آمریكا، در شهر نیوجرسی واقع در ایالتی با همین نام به دنیا آمد پدر و مادر وی از تبعه‌ی لهستانی – آمریكایی بودند و مارتا به همراه 5 برادر و خواهر دیگرش در شهر نیوتلی بزرگ شد . «استوارت» در طول تحصیل در كالج، دانشجویی ممتاز به شمار می‌رفت و به خاطر داشتن همین روند در دبیرستان، برای تحصیل در كالج مستحق دریافت بورس تحصیلی شناخته شد.

«مارتا» در حالی‌كه در مجموعه‌ی آموزشی "برنارد كالج" در نیویورك تحصیل می‌كرد، برای افزایش توان مالی خود بر روی شغل نیمه وقتی كه پیدا كرده بود،‌حساب می‌كرد. «مارتا» در ابتدا تحصیل در رشته‌ی شیمی را انتخاب كرد، اما پس از مدتی متوجه شد كه چندان علاقه‌ای به تحصیل در این رشته ندارد و ازاین رو تحصیلات خود را در رشته‌ی "تاریخ اروپا" و "تاریخ معماری"‌ادامه داد. «مارتا» پس از مدتی موفق شد به عنوان مدل در چندین تبلیغ تلویزیونی حضور پیدا كند.

در سال 1965 پس از به دنیا آوردن یك دختر به نام آلكس ، از كار خود دست كشید. همسرش "آندرواستوارت"‌دانشجوی رشته‌ی حقوق بود كه «مارتا» در كالج با وی آشنا شده بود.

تا سال 1973، و پیش از آغاز ركود اقتصادی در وال‌استریت، مارتااستوارت از جانب سهامداران به خرید و فروش سهام می‌پرداخت و دستمزد دریافت می‌كرد. پس از آن وی به همراه همسرش به شهر وستپورت مهاجرت كردند و به ترمیم و نوسازی خانه‌ای در مزرعه كه تاریخ ساخت آن به سال 1805 بر می‌گشت، پرداختند. این خانه در برنامه‌های تلویزیونی "مارتا استوارت" به كرات دیده می‌شود. پس از آن «مارتا» به كار فراهم كردن غذا برای شركت‌ها ودر كنار آن به نوشتن ستون‌های آشپزی، باغچه‌داری و خانه‌داری در مطبوعات پرداخت. در دهه‌ی 80 میلادی مطالب زیادی از سوی" مارتااستوارت" در مجله‌ی "دایره خانواده"‌به چاپ رسید و در سال 1987 مارتا سخنگوی شركت kmart كه سوپر ماركت‌های بسیاری در سراسر آمریكا دارد، شد . در سال 1990 ، مارتا به چاپ مجله‌ای كه خود صاحب امتیاز آن است به نام Martha stwert Living پرداخت. در همان سال و درست در روزی كه كتابی درباره‌ی "عروسی" از "مارتا استوارت" به چاپ رسید ، ‌همسرش درخواست طلاق را به دادگاه ارایه كرد. در سال 1993 مارتا به اجرای برنامه تلویزیونی بانام Martha stwert Living پرداخت كه نام آن فرقی با نام مجله‌اش نداشت. "مارتا استوارت" در آن برنامه به معرفی كالاهایی می‌پرداخت كه داشتن آن برای هر خانه‌داری مفید بود. بدین ترتیب حضور مارتا در برنامه‌های تلویزیونی آمریكا گسترش یافت و شبكه‌هایی نظیر NBC آمریكا اخبار بیشتری را درباره‌ی وی به اطلاع بینندگان خود رساندند كه این خود به نوعی به بینندگان و خوانندگان مطالب "مارتا استوارت "می‌افزود. در سال 1999 مارتا شركتی به نام Martha stewart living omnimedia تاسیس كرد و پس از آنكه این شركت را وارد بازار بورس نیویورك كرد توانست یك شبه میلیاردر شود. وی در حال حاضر 61 درصد سهام این شركت را در اختیار دارد و 94 درصد حق رای نیز با مارتا است. امروزه مارتا در مناطق مرفه نشین بد فورد، وست پورت، سیل‌هاربور، مین و همپستونز صاحب خانه است.

مارتا استوارت" یكی از زنان موفق آمریكا به شمار می‌رود كه در برنامه‌های تلویزیونی كه بیشتر مخصوص خانواده‌هاست حضور دارد

براي ديدن ادامه متن بر روي ادامه مطلب کليک کنيد .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:26  توسط حسین قلی پور  | 

كلويس [يك غذاي خوشمزه!]


يك غذاي خوشمزه !
كلويس دختر 15 ساله‌يي است كه مي‌گويد «من مي‌دانستم كه هرگز نمي‌خواستم براي كسي كار كنم و در نتيجه احتياج داشتم كسب و كار خود را راه بيندازم . يك شب من به فكر آشپزي افتادم ، فرداي آن روز شروع به تركيب مواد كردم .

چشيدن مزه
آن روز كلويس سه نوع سس مخصوص بال مرغ و مخلوط ادويه تهيه كرد. اينها اساس خدمات آشپزي اش با نام آشپزي كلويش شد. اما قبل از اينكه سرمايه گذاري را شروع كند بايد آزمايشهايي را براي طعم آن مواد انجام مي داد. او از مادر بزرگش خواست تا آن مواد را بچشد . مادر بزرگش اظهار كرد تا به حال چنين غذاي خوشمزه رانخورده بد. اما او تنها به مادربزرگش اكتفا نكرد. چون فكر ميگ‌كرد شايد مادر بزرگش آن را براي خوشحالي او گفته است. او تصميم گرفت بال ها و دنده‌ها را به افراد ديگري نيز عرضه كند .

بررسي بازار
يك روز كشيش از او خواست تا غذاي مهماني كليسا را تهيه كندو او بال ها را سرخ كردو آن را در سس مخصوص‌اش زد و سپس دنده‌ها را پرادويه و كباب كرد و سپس سالاد مخلوط سيب زميني و سبزيجات را درست كرد.
همه به او مي‌گفتند كه غذاها بسيار خوشمزه بودندو تا به حال غذاهايي با اين مزه نخورده بودند. با كمك فاميل و دوستانش او خاطر جمع شد . براي اجراي يك بررسي او از مشتريان رستورانهاي مهمي خواست تا نظرشان را درباره بال‌ها و دنده‌هاي تهيه شده در آن رستوران‌ها بيان كنند. مشتريان اظهارمي‌كردند كه اين غذاها مزه بدي دارندو مانند اين مي‌ماند كه در سال تهيه شده و اكنون تنها گرم شده و در اختيار آنها قرار داده شده است، بسياري از اين رستوران‌ها داراي شهرت بودند اما خدمات آنها به مشتري‌ها مناسب نبود و آشپزخانه‌هاي كثيفي داشتند.

غلبه بر رقابت
طرح او واضع بود. او به مشتري‌ها در همه سنين و مناطق ، بال ، دنده و سالادهاي بسيارخوشمزه ارائه مي‌داد كه در مقايسه با قيمت‌‌هاي رقابتي هيچ بود و خدمات آن بسيار مناسب بود. شعار او اين بود، ما از همه برتر هستيم چون بهترين را درست مي‌كنيم او عقيده دارد همه غذاها بايد خانگي باشد و نه كنسرو شده . او در يك برنامه كار‌آفريني شركت كرد كه به او آموزش داد چگونه يك طرح شغلي بنويسد. در پايان اين دوره او 250 دلار براي بهترين طرح جايزه گرفت . همچنين او يك هديه 300 دلاري دريافت كرد و با پس‌انداز شخصي‌اش مابقي 750 دلاري كه براي راه اندازي كسب و كارش احتياج داشت را در اختيارش قرار داد. او نمي‌خواست از بانك وام بگيرد چون نمي‌خواست نگران بازپرداخت ماهانه آن باشد. او قصد دارد سهام شركت‌اش را بفروشد و تصور مي‌كند به اندازه‌يي موفق مي‌شود تا اينكه بالاخره رستوران‌هاي زنجيره‌يي باز كند او تا زماني كه جواز دائمي كسب و كارش را دريافت كند با جواز موقت در آشپزخانه كليسا كار مي‌كند.
فاميل و دوستانش به او قول داده‌اند كه در اين كسب و كار به او كمك خواهند كرد. مادربزرگش در آشپزخانه به او كمك خواهد كرد و خاله‌اش كه حسابدار است به او در مسائل مالي كمك خواهد كرد. او با خنده مي‌گويد با اين افرادي كه در اطرافم هستند مي‌توانم رستوراني در كاخ سفيد به راه بيندازم . او عقيده دارد هر چيز ممكن است .
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:23  توسط حسین قلی پور  | 

مطالب قدیمی‌تر